Paraffin
In chemistry, paraffin is the common name for the alkane hydrocarbons with the general formula CnH2n+2. Paraffin wax refers to the solids with n=20–40.
The simplest paraffin molecule is that of methane, CH4, a gas at room temperature. Heavier members of the series, such as that of octane C8H18, appear as liquids at room temperature. The solid forms of paraffin, called paraffin wax, are from the heaviest molecules from C20H42 to C40H82. Paraffin wax was identified by Carl Reichenbach in 1830.[1]
Paraffin, or paraffin hydrocarbon, is also the technical name for an alkane in general, but in most cases it refers specifically to a linear, or normal alkane — whereas branched, or isoalkanes are also called isoparaffins. It is distinct from the fuel known in Britain as paraffin oil or just paraffin, which is called kerosene in most of the U.S., Australia and New Zealand.
The name is derived from the Latin parum (= barely) + affinis with the meaning here of "lacking affinity", or "lacking reactivity". This is because alkanes, being non-polar and lacking in functional groups, are very unreactive.
Paraffin wax (or simply "paraffin", but see alteative name for kerosene, above) is mostly found as a white, odorless, tasteless, waxy solid, with a typical melting point between about 47 °C to 64 °C ( 116.6°F to 147.2°F), and having a density of around 0.9 g/cm3.[2] It is insoluble in water, but soluble in ether, benzene, and certain esters. Paraffin is unaffected by most common chemical reagents, but bus readily.
Pure paraffin wax is an excellent electrical insulator, with an electrical resistivity of between 1013 and 1017 ohm metre.[3] This is better than nearly all other materials except some plastics (notably teflon). It is an effective neutron moderator and was used in James Chadwick's 1932 experiments to identify the neutron.[4][5]
Paraffin wax (C25H52) is an excellent material to store heat, having a specific heat capacity of 2.14–2.9 J g–1 K–1 (joule per gram per kelvin) and a heat of fusion of 200–220 J g–1.[6] This property is exploited in modified drywall for home building material: it is infused in the drywall during manufacture so that, when installed, it melts during the day, absorbing heat, and solidifies again at night, releasing the heat.[7] Wax expands considerably when it melts and this allows its use in thermostats for industrial, domestic and, particularly, automobile purposes.[8]
In industrial applications, it is often useful to modify the crystal properties of the paraffin wax, typically by adding branching to the existing carbon backbone chain. The modification is usually done with additives, such as EVA copolymers, microcrystalline wax, or forms of polyethylene. The branched properties result in a modified paraffin with a higher viscosity, smaller crystalline structure, and modified functional properties. Pure paraffin wax is rarely used for carving original models for casting metal and other materials in the lost wax process, as it is relatively brittle at room temperature and presents the risks of chipping and breakage when worked. Soft and pliable waxes, like beeswax, may be preferred for such sculpture, but "investment casting waxes," often paraffin-based, are expressly formulated for the purpose.
برچسب: نویسنده: علیرضا فرزادنیا تاريخ: پنجشنبه 30 آبان 1387 ساعت: 17:54
موضوع مقاله:نقطه آنیلین مواد نفتی
Aniline point is defined as the temperature at which equal volumes of aniline and diesel oil are completely miscible.
The value gives an indication of the aromatic content of diesel oil, since aniline is an aromatic compound which is dissolved on heating by the aromatics in diesel oil. The greater the aniline point, the lower the aromatics in diesel oil. A higher aniline point also indicates a higher proportion of paraffin.
The diesel index is directly related to aniline point as:
DIESEL INDEX = ((ANILINE POINT(DEG F))(API GRAVITY))/100 A higher aniline point (and therefore a lower aromatic content) in diesel oil is desirable, in order to prevent autoignition in diesel engines.
برچسب: نویسنده: علیرضا فرزادنیا تاريخ: پنجشنبه 30 آبان 1387 ساعت: 17:50
تقريباً تمامي اسامي تركيبات شيميايي در زبان فارسي از زبان انگليسي يا فرانسوي به فارسيحرفنگاري شدهاند. به علت ويژگي هاي خاص رسمالخط زبان فارسي، ممكن است يك نام مشخص از يك مادة شيميايي به صورتهاي مختلفي ظاهر شود. نايكساني رسمالخط فارسي كه به علتپيروي نكردن از يك استاندارد رسمالخط براي تركيبات شيميايي به وجود ميآيد باعث ميشود كه در ثبت و ذخيره سازي و در نتيجه در بازيابي اطلاعات شيمي مشكلات فراواني به وجود آيد.
توجه داريم كه حرفنگاري با آوانگاري6 متفاوت است. آوانگاري را ميتوان چنين تعريف نمود]: نوشتن آواهاي زبان با حروف بينالمللي آوانگاري (آي پي اي(. در بسياري از فرهنگهاي لغات از علائم «آي پي اي» براي نمايش تلفظ كلمات استفاده ميكنند. در زمينة شيمي، اخيراً فرهنگهاي معتبري به زبان انگليسي به چاپ رسيدهاند و از اين علائم استفاده كردهاند]
بعنوان نمونه ، حرفنگاريهاي متفاوتي از اسامي تركيبات شيميايي در زبان فارسي، كه از متون مختلف شيمي استخراج شده اند ارائه مي شوند:
متانل ؛ متانول Methanol
آلومينيم ؛ آلمينيم ؛ آلومينيوم ؛ آلمينيوم Aluminum
كينون ؛ كوينون Quinon
برميد ؛ برمايد Bromide
برومو ؛ برمو Bromo
مثالهاي بسياري از اين دست وجود دارند. به منظور استاندارد كردن و يكسانسازي اين رسمالخط هاي متفاوت، ميتوان شيوههاي متفاوتيرا قرار داد نمود. در پژوهش حاضر ما شيوة مركز نشر دانشگاهي را ملاك عمل قرار دادهايم و در مواردي كه در آنجا قراردادي را نيافتيم با مراجعه به ترجمههاي فارسي متعدد از متون شيمي اعم از كتب درسيو فرهنگها، شيوة خاصي را قرار داد نموديم كه ذكرخواهيم كرد. در هر صورت به نظر ميرسد به دليلتفاوتهاي بسيار چشمگيري كه در رسمالخط اسامي تركيبات شيميايي در زبان فارسي مشاهده ميشود و اهميت يكسانسازي، بايد پژوهش مستقلي در اين زمينه انجام پذيرد]
قراردادهاي مركز نشر دانشگاهي:
الف) نام هاي عناصر مجرد شيميايي، آن هايي كه ضبط لاتين آن ها به "-ium" ختم ميشود، جزء آخرآن ها در فارسي با املاي «- يم » و همة اجزاي يوني مختوم به "-ium" با املاي « ـ يوم » نوشته ميشوند: سديم، راديم، آلومينيم، آكتينيم، هليم، گاليم، تاليم، ... و نه به صورت سديوم، راديوم، و ... ؛ نمك آمونيوم، كربنيوم، برمونيوم، هالونيوم، اكسونيوم، و ... و نه به صورت آمونيم، كربنيم و...
ب) همة الكلها كه ضبط لاتين آن ها به "-ol" ختم ميشود، جزء آخر آن ها در فارسي با املاي «ـ ول » نوشته ميشوند، جز همان الكل سنتي؛ مانند: متانول، اتانول، پنتانول و... و نه به صورت متانل، اتانل، پنتانل، و ...
ج) كربوهيدرات هايي كه ضبط لاتين آن ها به "-ose" ختم ميشود، جزء آخر آن ها در فارسي به صورت « ـ وز » نوشته ميشوند؛ مانند: گلوكوز، فروكتوز، سلولوز، مالتوز، لوولوز، گالاكتوز، و ... و نه به صورت گلوكز،فروكتز، سلولز، و ...
قراردادهاي ما]:
در پروژة حاضر علاوه بر رعايت قراردادهاي فوق، قراردادهاي زير نيز مورد عمل قرار گرفتند:
ه) اسامي تركيبات شيميايي كه ضبط لاتين آن ها به "ene"ختم ميشود و قبل از"ene"يكي ازاعداد رومي، دي،تري، تترا، و ... قرار دارد، جزء آخر آن ها در فارسي با املاي «ان» و بصورت جدا (غيرچسبيده) از اجزاي قبلي و نزديك به آن ها، يعني بدون فاصله نوشته ميشود:
سيكلودكاتتراان Cyclodecatetraene
سيكلو اكتاديان Cyclooctadiene
« ديان » و نه بصورت «دين»
و ) اسامي تركيبات شيميايي چند كلمهاي به لحاظ تقدم و تأخر، به همان ترتيبي كه در ضبط لاتين آمدهاند در نگارش فارسي هم آورده شدند؛ مانند:
« سرب ژرمانات » Lead germanate و نه « ژرمانات سرب »
« مالونيك اسيد » Malonic acid و نه « اسيد مالونيك »
« منيزيم هيدروكسيد » Magnesium hydroxide و نه «هيدروكسيد منيزيم »
قواعد خاص و دقيق نامگذاري مواد شيميايي
قواعد نامگذاري مواد شيميايي بسيار ريز و دقيق هستند و ملاحظات متعددي را شامل ميشوند، مانند گروههاي عاملي12، نحوة آرايش اتم ها13، موقعيت استخلاف ها14، موقعيت پيوندها15، تقارنمولكولي16، استريوشيمي17 (شيمي فضايي)، صورت هاي ايزومري18 ، و دهها موضوع ديگر. وجود بيش از يکصد و ده عنصر در طبيعت، موقعيتهاي بسيار متنوع آرايش اتم ها در مولكول و نيز آرايش مولكولها در تركيب، باعث به كارگيري علائم متعدد و متنوع توسط «ايوپاك» شده است. به كارگيري قواعد نامگذاري نظام مند باعث ميشود كه به هر مادة شيميايي يك نام ويژه تعلق گيرد]
· اسامي چند كلمه اي تركيبات شيميايي
وجود يا نبود فاصله در بين كلمات بسيار اهميت دارد و در رسمالخط فارسي براي جلوگيري از ريزش اطلاعات در هنگام بازيابي، بايد به اين نكته توجه كرد. بعنوان مثال نام مادة شيميايي Hexadecyltrimethylammonium bromide در زبان انگليسي فقط از دو كلمه تشكيل شده، ولي در زبان فارسي به صور مختلف ميتوان بين كلمات حرفنگاري شده فاصلهگذاري كرد و بديهي است در يك مجموعه واژگان ارائه شده، بايد فرمهاي مختلف به يك صورت صحيح و استاندارد يكسان شوند. در حرفنگاري اسامي تركيبات شيميايي كه چند كلمهاي هستند بايد از فرم انگليسي كلمه الگوبرداري نمود و مثلا در مورد تركيب شيميايي فوق، فرم صحيح حرفنگاري از نظر فاصلهگذاري بين كلمات به شكل زير خواهد بود: هگزادسيلتريمتيلآمونيوم برميد .
توجه داريم كه در مثال فوق (همانند املايانگليسي) فقط بين دو كلمة «آمونيوم» و «برميد» فاصله گذاشتهايم. نوشتن اين اسم به صورت هاي ديگر زير، باعث نايكساني واژگان خواهد شد و در بازيابي اطلاعات و ارجاعات مشكلات فراواني را سبب خواهد گرديد.
هگزا دسيلتريمتيل آمونيوم برميد
هگزادسيلتريمتيل آمونيوم برميد
و دهها شكل ديگر. بنابراين چندكلمهاي بودن بسياري از اساميتركيبات شيميايي و اهميت فاصله گذاشتن يا بدون فاصله نوشتن اين كلمات بايد بدقت مد نظر قرار گيرد. توجه داريم كه اينموضوع با چسبيده (سرهم) و يا جدانويسي در رسمالخط كه موضوع بحث پيشين ما بود تمايزاتي دارد.
• صور مختلف نمايش تركيبات شيميايي
تركيبات شيميايي را علاوه بر نمايش توسط نام، با فرمول ساختاري19 ، فرمول مولكولي20 و شمارة ثبت شيميايي21 مي توان نمايش داد
نمايشهاي پيكربندي22 و قرار گرفتن اتمها و استخلافها در موقعيتهاي خاص از مولكول، از قواعد ويژهاي پيروي ميكنند و نيز صورت هاي مختلفي از نمايش براي نشان دادن ساختارهاي خطي يا گستردة تركيبات شيميايي وجود دارند. بعنوان مثال در مجموعة «چكيده نامه هاي شيمي» (CAS) بازيابي اطلاعات علاوه بر نمايهنامة نويسنده توسط هفت نوع نماية زير انجام ميشود:
الف) نمايهنامة موضوعي عام General subject Index
ب) نمايهنامة مواد شيميايي Chemical subject Index
ج) نمايهنامة فرمولي Formula Index
د) نمايهنامة سيستم هاي حلقهاي Index of ring systems
ه ) نمايهنامة ثبت اختراعات Patent Index
و) راهنماي نمايهاي Index guide
ز) نمايهنامة شمارههاي ثبت شيميايي
Chemical Registry Numbers Index
تركيبات شيميايي علاوه بر اين كه قابليت نمايش و كد گذاري به صورت هاي مختلفي را دارند، خواص فيزيكوشيميايي متعددي مانند نقطة جوش، نقطة ذوب، وزن مولكولي، ضريب شكست، ثابت دي الكتريك، ضريب قطبش پذيري، خواص تقارني، چگالي، ضريب گرانروي، كشش سطحي، حجم مولي، تركيب درصد، خواص طيفي و تعداد بسيار ي از خواص فيزيكو شيميايي ديگر را به خود وابسته مي سازند و هم از اين رو است كه در شيمي استفاده از انواع كتب مرجع، متداول تر از اصطلاحنامه ها است و حتي در برخي از اصطلاحنامه هاي شيمي برخي از اين خواص به چشم مي خورند][.
• جمع و مفرد
برخي از اسامي تركيبات شيميايي اشاره به يك دسته يا گروه از مواد دارند و برخي از آن ها بطور خاص به يك مادة ويژه مربوط مي شوند. به عنوان مثال «آميد» يك اسم شيميايي عام است و اشاره به يك دسته از تركيبات شيميايي دارد، در حالي كه «استون» يك اسم شيميايي خاص است و اشاره به يك مادة شيميايي بخصوص دارد. بنابراين در تدوين اصطلاحنامة شيمي بايد به اين نكته توجه نمود و از يك قرار داد ويژه و يكسان تبعيت كرد.
بحث جمع و مفرد در زبان هاي كنترل شده بحث دامنه داري است و اكثر متخصصان بر اين عقيده اند كه در تدوين اصطلاحنامه يا در نمايه سازي، همواره بايد از شكل مفرد استفاده نمود مگر اين كه اين كار به دلايل خاصي عملي نباشد.
در كار حاضر، تمامي اسامي تركيبات شيميايي كه به يك مادة خاص تعلق داشتند به صورت مفرد و تمامي اسامي تركيبات شيميايي كه به يك دسته يا گروه از مواد شيميايي تعلق داشتند به صورت جمع آورده شدند؛ مانند:
خاص عام
گالاكتوز شبه هالوژنها
متانول متانولكراوناترها
بنزن نوربورناديانكربونيلها
اتا ن آمين هيدرازينمركاپتانها
نئوبيم سيكلوسپورينمونوساكاريدها
هگزان كريپتاتها
هيدرازين سيكلودكسترينها
براي جمع بستن كلمات تا سرحد امكان از علائم جمع فارسي (ها) استفاده كرديم. هرگاه كلمهاي انگليسي به فارسي حرفنگاري شده بود، در جمع بستن با نشانة «ها» ، «ها» را به صورت جدا ازكلمه ولي نزديك به آن آورديم و در ساير موارد اصول ويراستاري را رعايت نموديم؛ مانند:
كربونيلها مبدلها
كريپتاتها مخلوطها
فنيلديآمينها مخزنها
• معادل انگليسي
همچنان كه متعاقباً شرح خواهيم داد، در ايجاد اصطلاحنامة شيمي از مجموعة واژگاني كه در بانك اطلاعات جامع مركز اطلاعات و مدارك علمي ايران موجود بوده و در يك طرح پژوهشي به صورت تخصصي پردازش شده اند نيز استفاده كرده ايم و در ادامه نيز استفاده خواهيم كرد در اين طرح پژوهشي با استفاده از مراجع معتبر شيمي[به تمام كلمات كليدي فارسي، معادل انگليسي تخصيص داده شده است. همچنين در اين طرح پس از تخصيص معادلهاي انگليسي به كلمات كليدي فارسي، با استفاده از نرم افزار « سي دي اس/ آيسيس » با ايجاد نمايهنامة كلمات كليدي لاتين، معادل فارسي هر واژه، مقابل آن قرار گرفت، تا اگر به يك واژة لاتين دو معادل فارسي اختصاص داده شده، مشخص گردد و معادل مرجح براساس واژگانهاي معتبر انتخاب ميگرديد.
• يكسان سازي
با استفاده از تواناييهاي نرمافزار « سي دي اس/ آيسيس » كلمات واحدي كه به صورت هاي املايي مختلفي ظاهر شده بودند، به يك شكل واحد يكسان شدند؛ مانند:
انتروپي آنتروپي انترپي
متانول متانل
اورانيم اورانيوم ارانيم ارانيوم
آلومينيوم آلمينيم آلومينيوم
پرآيودات پريدات
بوتادين بوتادي ان
اسپكتروفلورومتري اسپكتروفلوئورومتري
اسپكتروفتومتري اسپكتروفوتومتري
كربنيل كربونيل
در يكسانسازي حرفنگاري اسامي تركيبات شيميايي، اصول و قواعد شاخة شيمي مركز نشردانشگاهي را ملاك عمل قرار داديم

برچسب: نویسنده: علیرضا فرزادنیا تاريخ: پنجشنبه 30 آبان 1387 ساعت: 17:33
آشنایی با معرف اریو کروم بلاک تی (اریو کرم بلک تی)
طریقه تهیه شناساگر:
۰/۱ گرم جامد متبلور دی هیدرات را در محلولی تشکیل شده از ۱۵ml تری اتانول آمین و 5ml اتانول حل کنید .محلول را در جای خنک نگهداری کنید . محلول باید هر دو هفته به صورت تازه تهیه شود .

تغییر رنگ :
شناساگر اریو کروم بلاک تی در PH=10 از رنگ قرمز ارغوانی به آبی تغییر رنگ میدهد .
برای اطلاعات بیشتر در مورد EDTA بر روی ادامه مطلب کلیک کنید.
EDTA
EDTA is a widely-used abbreviation for the chemical compound ethylene diamine tetraacetic acid (and many other names, see table). EDTA refers to the chelating agent with the formula (HO2CCH2)2NCH2CH2N(CH2CO2H)2. This amino acid is widely used to sequester di- and trivalent metal ions. EDTA binds to metals via four carboxylate and two amine groups. EDTA forms especially strong complexes with Mn(II), Cu(II), Fe(III), and Co(III).[1]

Synthesis
EDTA is mostly synthesised from 1,2-diaminoethane (ethylenediamine), formaldehyde (methanal), water and sodium cyanide.[2] This yields the tetra sodium salt, which can be converted into the acidic forms by acidification. Pioneering work on the development of EDTA was undertaken by Gerold Schwarzenbach in the 1940's.[3]
Isomer
EDTA exists in different standard form under different conditions. At very low pH or very acidic condition (fully protonated) H6Y+2 forms exist while at very high pH or very basic condition (fully deprotonated) Y-4 forms are prevalent .
Nomenclature
Popular vs. chemical nomenclature
To describe EDTA and its various protonated forms, chemists use a more cumbersome but more precise acronym that distinguishes between EDTA4−, the conjugate base that is the ligand, and H4EDTA, the precursor to that ligand.
Synonyms
EDTA is also known as H4EDTA, diaminoethanetetraacetic acid, edetic acid, edetate, ethylenedinitrilotetraacetic acid, celon A, gluma cleanser, versene acid, nervanaid B acid, nullapon B acid, ethylene diamine tetracetic acid, tetrine acid, trilon BS, vinkeil 100, warkeelate acid, N,N'-1,2-ethanediylbis(N-(carboxymethyl)glycine)edetic acid, YD-30.
Coordination chemistry principles

In coordination chemistry, H4EDTA is a member of the aminocarboxylate family of ligands that includes imidodiacetic acid ("H2IDA") and nitrilotriacetic acid ("H3NTA"). More specialized relatives include N,N'-ethylenediaminediacetic acid ("H2EDDA") and 1,2-diaminocyclohexane-N,N,N',N'-tetraacetic acid ("H4CyDTA"). These ligands are all formally derived from the amino acid glycine.
H4EDTA forms highly stable coordination compounds that are soluble in water. In these complexes, the ligand is usually either hexa- or pentadentate, EDTA4− or HEDTA3−, respectively. Such complexes are chiral, and [Co(EDTA)]− has been resolved into enantiomers.[4]
Uses
In 1999, the aual consumption of EDTA was equivalent to about 35,000 tons in Europe and 50,000 tons in the US. The most important uses are:
More specialised uses of EDTA are:
Medicine:
In laboratory science, EDTA is also used for:
Toxicity
EDTA has been found to be both cytotoxic and weakly genotoxic in laboratory animals. Oral exposures have been noted to cause reproductive and developmental effects.[6] The same study by Lanigan[6] also found that both dermal exposure to EDTA in most cosmetic formulations and inhalation exposure to EDTA in aerosolized cosmetic formulations would produce systemic effects below those seen to be toxic in oral dosing studies.
Environmental behavior
Widespread use of EDTA and its slow removal under many environmental conditions has led to its status as the most abundant anthropogenic compound in many European surface waters. River concentrations in Europe are reported as 10-100 μg/L, and lake concentrations are in the 1-10 μg/L range. EDTA concentrations in U.S. groundwater receiving wastewater effluent discharge have been reported at 1-72 μg/L, and EDTA was found to be an effective tracer for effluent, with higher concentrations of EDTA corresponding to a greater percentage of reclaimed water in drinking water production wells.
EDTA is not degraded or removed during conventional wastewater treatment. However, an adjustment of pH and sludge residence time can result in almost complete mineralization of EDTA. A variety of microorganisms have been isolated from water, soils, sediments and sludges that are able to completely mineralize EDTA as a sole source of carbon, nitrogen and energy.
Recalcitrant chelating agents such as EDTA are an environmental conce predominantly because of their persistence and strong metal chelating properties. The presence of chelating agents in high concentrations in wastewaters and surface waters has the potential to remobilize heavy metals from river sediments and treated sludges, although low and environmentally relevant concentrations seem to have only a very minor influence on metal solubility. Low concentrations of chelating agents may either stimulate or decrease plankton or algae growth, while high concentrations always inhibit activity. Chelating agents are nontoxic to many forms of life on acute exposure; the effects of longer-term low-level exposure are unknown. EDTA at elevated concentrations is toxic to bacteria due to chelation of metals in the outer membrane. EDTA ingestion at high concentrations by mammals changes excretion of metals and can affect cell membrane permeability.
Methods of detection and analysis
The most sensitive method of detecting and measuring EDTA in biological samples is selected-reaction-monitoring capillary-electrophoresis mass-spectrometry (abbreviation SRM-CE/MS) which has a detection limit of 7.3 ng/mL in human plasma and a quantitation limit of 15 ng/mL.[9] This method works with sample volumes as small as ~7-8 nL.[9]
EDTA has also been measured in non-alcoholic beverages using high performance liquid chromatography (HPLC) which has a detection limit of 0.6 μg/mL and a quantitation limit of 2.0 μg/mL.[10][11]
Forensics
برچسب: نویسنده: علیرضا فرزادنیا تاريخ: پنجشنبه 30 آبان 1387 ساعت: 17:29
اين روش براي تجزيه كمي و كيفي اجسامي كه فعاليت نوري دارند به كار مي رود. نور سفيد در تمام جهات ارتعاش دارد و اگر از اجسام Polaroid مانند بعضي مواد پلاستيكي يا بلورهاي طبيعي مانند كلسيت كه فرمول آنها CaCO3 است عبور كند به دو اشعه تقسيم مي شود. چون سرعت هر يك از دو اشعه در داخل بلور متفاوت است. در صورتي كه بلور را در امتداد يكي از قطب ها با يك زاويه مناسب بريد و مجددا آن را با صمغي بنام كانادا بالسام بچسبانيم، جزئي كه اشعه عادي ناميده مي شود منعكس شده و خارج مي شود. در صورتي كه جزئي كه اشعه غيرعادي (پلاريزه) ناميده مي شود بدون شكست خارج مي شود ارتعاش اين نور در يك سطح و عمود بر جهت انتشار آن است اين بلور را كه نور پلاريزه ايجاد مي كند، منشور نيكل ناميده مي شود. اجسامي داراي فعاليت نوری هستند كه در ساختمان مولكولي آنها كربن نا قرينه (يعني اتم كربني كه به چهار گروه مختلف متصل باشد) وجود داشته باشد. اين اتم كربن باعث نامتقارن شدن مولكول مي شود و مولكول نمي تواند بر تصوير آينه اي خود منطبق باشد. اگر اين اجسام در مسير نور پلاريزه قرار بگيرند باعث چرخش نور پلاريزه مي شوند در صورتي كه جسم نور پلاريزه را در جهت عقربه ساعت بچرخاند ، راست گردان (Dextrorotatory) مي گويند و چنانچه در جهت عكس عقربه ساعت بچرخاند ، آن را چپ گردان (Levorotatory) مي گويند.

مقدار چرخش (الفا) با غلظت جسم (C) متناسب است. و يا می توان گفت نور پلاريزه وقتی از ترکيبات نامتقارن عبور کند، به علت پخش نامتقارن دانسيته الكتروني در مولكول، الكترونهاي مولكول بطور نامتقارن بر نور پلاريزه اثر مي گذارند و باعث چرخش آن حول محور انتشار مي شوند. مولكولهائي كه فعاليت نوري ندارند چون با پخش الكتروني متقارن مواجه هستند بر نور پلاريزه اثر ندارند.
تركيباتي كه تصوير آينه اي قابل انطباق نداشته باشند داراي ايزومر نوری هستند. دو ايزومر نوري يك زوج انانتيومر را تشكيل مي دهند. كه از نظر خواص فيزيكي و شيميایي يكسان هستند و فقط در جهت چرخش نور پلاريزه اختلاف دارند. مخلوط مساوي دو انانتيومر كه از نظر قدر مطلق يكسان ولي از نظر جهت مخالف هستند كاملا همديگر را خنثي مي كنند. چرخش حاصله صفر است به چنين مخلوطي راسميك مي گويند.
اجزاء و قسمتهاي مختلف دستگاه پلاريمتر
1- منبع نور:
توليد كننده نور تك رنگ است، چون ميدان چرخش با طول موج تغيير مي كند. لذا بايد به عنوان منبع از يك توليد كننده نور تك رنگ استفاده كرد. معمولا از لامپ بخار سديم (خط زرد D) استفاده مي شود. لامپ جيوه هم ممكن است بكار برده شود. طول موج لامپ سديم 589.3 A° لامپ جيوه °546 A
۲- شکاف( Slite) :
ميزان نور رسيده به نمونه را تنظيم مي كند.
3- عدسي:
نقش موازي كننده نور را دارد.
4- منشور نيكل :
اولین منشور نیکل كه پلاريزور نام دارد و نور را پلاريزه مي كند.
5- سل نمونه:
استوانه اي شيشه اي است و جهت قرار دادن نمونه مورد آزمايش در داخل آن است طول آن ممکن است 1 ، 2 ، 3 ، 4 سانتیمتر باشد. (اگرحباب هوا داشت در برآمدگي سل بايد قرار گيرد.)
6- منشور نيكل :
دومین منشور نیکل كه آنالايزور(Analyzer) بعنوان تجزيه كننده است كه با چرخاندن آن مي توان نور پلاريزه را به حالت اول برگرداند و مقدارانحراف آن را بر حسب درجه از روي يك سطح دايره اي مدرج خواند.
در اين حالت روشنائي دو نيم دايره اي كه از عدسي چشمي ملاحظه مي شود به يك اندازه خواهد بود.
7- عدسي چشمي و ردياب (دتكتور):
معمولا از چشم انسان بعنوان ردياب استفاده مي شود. در دستگاههای پيشرفته فتوالکتريک هستند و تا 001/0 درجه را تعيين مي كند.
پلاريمتر نيم سايه:
يك پلاريزور كوچك متحرك بنام نيكل نيم سايه بعد از پلاريزور قرار دارد كه مي توان آن را با چرخاندن طوري تنظيم نمود كه مانع عبور نور شود. در اين حالت نيمي از دايره اي كه از عدسي چشمي ملاحظه مي شود سياه به نظر مي رسد، بعد شدت نور هر دو نيم دايره را به وسيله چرخاندن آنالايزور مساوي تنظيم مي كنيم. در اين حالت دستگاه بايد روي صفر باشد. با گذاشتن نمونه در مسير نور، شدت روشنائي دو نيم دايره فرق مي كند كه بايستي با چرخاندن آناليزور به حالت اول برگرداند و مقدار چرخش را كه a نام دارد از روي درجات خواند.
برچسب: نویسنده: علیرضا فرزادنیا تاريخ: پنجشنبه 30 آبان 1387 ساعت: 17:24
برچسب: نویسنده: علیرضا فرزادنیا تاريخ: پنجشنبه 30 آبان 1387 ساعت: 15:59
برچسب: نویسنده: علیرضا فرزادنیا تاريخ: پنجشنبه 30 آبان 1387 ساعت: 15:28
برچسب: نویسنده: علیرضا فرزادنیا تاريخ: پنجشنبه 30 آبان 1387 ساعت: 15:26
برچسب: نویسنده: علیرضا فرزادنیا تاريخ: پنجشنبه 30 آبان 1387 ساعت: 15:25
|
برچسب: نویسنده: علیرضا فرزادنیا تاريخ: چهارشنبه 29 آبان 1387 ساعت: 19:39